غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
168
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
نمىرفت . اينان در همان حال بودند تا همه هلاك شدند . در زمان او محمد بن عبد الله بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب در مدينه خروج كرد . او را مهدى مىگفتند « 466 » . برادرش ابراهيم نيز در بصره خروج كرد با سى هزار تن از ياران خود . ولى هر دو كشته شدند و كارى از پيش نبردند . منصور در سال 145 بناى شهر بغداد را آغاز كرد . سبب آن بود كه او هاشميه را در نواحى كوفه بنا كرده بود . چون راونديه در آنجا آشكار شدند ساكنان هاشميه را از شهر خود نفرت آمد . ديگر آنكه هاشميه در كنار كوفه بود و مردم آن خود را از كوفيان در امان نمىديدند . منصور خود سوار شد و بيرون رفت تا جايى كه او و سپاهش ( كه غالبا مردم كوفه در آن افساد مىكردند ) مسكن گيرند . مردم آگاه و جهانديده او را گفتند كه : يا امير المؤمنين ، چنان صلاح مىدانيم كه آن شهر بر كرانه رود صراة باشد و محصور در ميان رودها ، چنان كه دشمن تو جز با گذشتن از يك پل به تو نرسد و چون آن يك پل را قطع كنى دشمنان را بر تو دستى نباشد . و تو در ميانهء بصره و كوفه و واسط و موصل و سواد عراق باشى و دجله و فرات و صراة به منزله خندقهاى شهر تو باشند . و آذوقه از دريا و خشكى به تو رسد . منصور را از اين مكان خوش آمد و با شوقى تمام به بناى شهر مشغول شد . چون خواست كه بغداد را بنا كند فرمان داد مداين و ايوان كسرى را خراب كنند . آنجا را خراب كردند و مصالح آن به بغداد آوردند . جانبى از القصر الابيض [ : كاخ سفيد ] را نيز خراب كردند و مصالح آن را حمل كردند . ديدند هزينهء ويران كردند از بهاى از نو خريدن افزونتر مىشود ، بنابر اين فرمان داده شد كه از اين كار باز ايستند . شهر بغداد را به صورت دايرهاى بنا كردند تا مباد كه برخى از مردم به سراى خليفه نزديكتر از بعض ديگر باشند . براى آن دو بارو برآوردند ، با روى درونى بلندتر از باروى بيرونى بود . منصور قصر خود را در وسط شهر بنا كرد و مسجد جامع در كنار قصر بود . ولى قبلهء مسجد راست نبود و نمازگزار مىبايست اندكى به سوى دروازهء بصره بگردد . نخست بازارها در درون شهر بود چون رسول پادشاه روم آمد ، منصور ربيع را فرمان داد تا او را در شهر بگرداند . منصور از او پرسيد : شهر را چگونه ديدى ؟ گفت : شهرى زيباست ولى دشمنانت را ديدم كه در كنار تو هستند و آنان بازاريانند . چون رسول